X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1385
بازم شعرهای عشقولانه با عکسهای رمانتیک

 

آخرین بار که اورا دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم

گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی!؟

گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت

بالای قلبت بیاویز زیرا انجا گورستان عشق من است


 

بنویس از سر خط

.بنویس که دلت دیگه مال اون نیست.

بنویس که بدونه.

وقتی نباشه دلت از غصه پر خون نیست.

دیگه گریه نکن.

آخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسور.

آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه.

بنویس از سر خط.

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

.بنویس که بدونه

.وقتی نباشه دلت از غصه پر خون نیست


 

وقتی گلدون خونمون شکست !!

پدرم گفت: قسمت این بود...

مادرم گفت:هیف شد...

خواهرم گفت: قشنگ بود...

داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم......

اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود.....


 آری آغاز دوست داشتن زیباست
گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست


 

دل دائم صبورم را شکستند

به جرم پا به پای عشق رفتن
پر و بال عبورم را شکستند
مرا از خلوتم بیرون کشیدند
چه بی پروا حضورم را شکستند
تمنا در نگاهم موج می زد

ولی رویای دورم را شکستن


کجاست جاده ای که مرا به تو برساند ،کجاست کسی که آسمان را به من نشان دهد ، دلم از این ابرها گرفته .


آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم .حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد

 ندارم


 

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند

 

اگه گفتین چی کم داره؟  

یک نظر کم داره که اونم شما........ 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

X
تبلیغات
رایتل